ابن بسطام گويد: من در نزد امام صادق عليه السّلام بودم، مردى پيش آن حضرت آمد و گفت: فدايت گردم، من مردى از اهل كوهستانم. گاهى مردى از برادران [دينى‏ام‏] را ملاقات نموده و دست به گردنش انداخته و او را در آغوش مى‏كشم؛ بعضى از مردم مرا سرزنش كرده و گويند: اين كار عجمها و مشركين است.
امام صادق عليه السّلام فرمود: چرا سرزنش مى‏كنند؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله جعفر بن ابى طالب را در آغوش كشيد و ميان دو چشمش را بوسيد.
مرد كوهستانى گفت: چگونه بوده؟
امام عليه السّلام فرمود: روزى كه خيبر فتح گرديد، مژده رسان پيش پيامبر آمد و گفت:
اين جعفر است كه آمده است.
پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: نمى‏دانم به كداميك از اين دو خوشحالترم، به آمدن جعفر، يا به فتح خيبر؟ درنگ نكرد كه جعفر جلو بيايد، آن حضرت [پيش رفت‏] و او را در آغوش كشيد و ميان دو چشمش را بوسيد، مردم نشستند، [از خوشحالى و هيجان‏] گويى كه پرنده بر سرشان به پرواز درآمده است.
رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در حالى كه آغاز به سخن كرد فرمود: اى جعفر! گفت: لبّيك يا رسول اللَّه فرمود: آيا جايزه‏اى به تو ندهم؟ آيا بخششى به تو نداشته باشم؟ آيا به تو هديّه‏اى ندهم؟
جعفر گفت: آرى يا رسول اللَّه.
مردم گمان كردند كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به او طلا يا نقره‏اى مى‏بخشد.
فرمود: چيزى را به تو مى‏بخشم كه اگر هر روز آن را بجاى آورى، براى تو از دنيا و آنچه در آن است بهتر است، و اگر هر دو روز يك بار بدان عمل كنى، خداوند گناه بين آن دو روزت را مى‏آمرزد. و يا هر جمعه، يا هر ماه، يا هر سال، آن را انجام دهى، خداوند گناه بين آنها را مى‏بخشد.
سپس فرمود: چهار ركعت نماز را با دو سلام بخوان [دو تا دو ركعتى و در هر ركعتى حمد و سوره را مى‏خوانى‏]، بعد از حمد و سوره 15 مرتبه بگو:
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا آله الا اللَّه و اللَّه اكبر
و همين تسبيح را ده مرتبه در ركوع و همچنين ده مرتبه بعد از سر برداشتن از ركوع و همچنين ده مرتبه در سجده اوّل و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از آن، و ده مرتبه در سجده دوّم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن در حالى كه نشسته باشى و برنخيزى. كه جمعا 75 تسبيح در هر ركعتى مى‏شود و مجموع آنها در تمام چهار ركعت، 300 تسبيح مى‏شود.
جعفر گفت: آيا در شب بخوانم يا در روز؟
فرمود: نه، نه، اين نماز را جزء ديگر نمازهاى مستحبّى كه قبلا مى‏خواندى بدان.
چهل حديث       43     حديث 23