شهدا
|
| |
گفت: بيا بالا توي اتاق خودمون.يه قابلمه گرفت و گفت : من ميزنم روي قابلمه تو از روي صداش بگرد و هديه ات رو پيدا کن. گذاشته بد توي جيب لباس فرمش.يه شيشه عطر بود و يه دستبند. اين قدر برام لذت بخش بود که تا الان يادم مونده شهيد علي رضا ياسيني | |
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18:41 توسط احمد باقری
|

شهید غلامحسین فرهمند