مباهله با نصارى‏

    پس از آن كه پيغمبر اكرم (ص) به فتح مكه و ساير غزوات موفق گرديد و سلطنت الهى او زبانزد دوست و دشمن آشنا و بيگانه شد از اطراف و اكنان دستجات مختلف به عنوان ديدار وى مى‏ شتافتند برخى به شرف اسلام مشرف مى‏ شدند و برخى مجاز بودند با كمال امن و آسايش به محل خود بازگردند و از جمله كسانى كه به ملاقات آن حضرت مشرف شد ابو حارثه كشيش نصرانيان بود كه به اتفاق سى نفر از مسيحيان از قبيل عاقب و سيد و عبد المسيح حضور يافت هنگام نماز عصر وارد مدينه شدند مسيحيان لباس ديبا پوشيده و صليب انداخته بودند يهود كه از آمدنشان اطلاع يافتند نزد آنها آمده و با يك ديگر به صحبت پرداختند نصارى آنها را ناچيز و يهوديان آنها را بى ‏اعتبار مي دانستند و در همين باره خداى متعال اين آيه را فرستاد وَقالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ ) يهود گفت نصارى بر پايه حقى استوار نمى‏ باشد و نصارى گفت يهود بر ميزان صحيحى استقرار ندارد.

    رسول خدا (ص) هنگامى كه نماز عصر را به انجام آورد مسيحيان به طرف او متوجه شده كشيش آنان پيش آمده عرضه داشت عقيده شما درباره ي مسيح چيست؟ رسول خدا (ص) فرمود: مسيح بنده خدا بوده كه خدا او را از ميان خلق به عنوان رهبرى گمشدگان برگزيده.

    كشيش گفت: پدرى براى او سراغ دارى كه وي را بدين عالم آورده باشد؟ رسول خدا (ص) فرمود مادر او شوهر نكرده بود تا پدرى داشته باشد.

      كشيش گفت بنا بر اين چگونه مى ‏گوئى مسيح بنده و مخلوق است با آن كه تمام بندگانى كه مخلوقند پدرى دارند كه مادرشان به عنوان نكاح با وى هم خوابى كرده و فرزند از او به وجود آمده.

     خداى متعال آياتى از سوره آل عمران فرو فرستاد تا آن جا كه مى‏فرمايد إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‏، همانا حكايت آفرينش عيسى مانند پيش‏آمد آفرينش آدم است كه او را خدا از خاك آفريده و فرمود موجود باش او هم موجود مى‏ شود حق با كردگارتوست مبادا شك آورى پس اگر كسى در باره آفرينش عيسى با تو گفتگو كند بعد از آن كه حقانيت براى تو به مرحله ثبوت رسيده بگو بيائيد فرزندان خود و شما و زن هاى خود و نفس هاى خود را بخوانيم و به مباهله بپردازيم و نفرين خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

      رسول خدا (ص)اين آيات را بر مسيحيان تلاوت كرد و آنها را به مباهله دعوت نمود و فرمود خداى متعال خبر داده پس از انجام مراسم مباهله هر يك از طرفين كه باطل باشند معذب شوند و بدين وسيله حق از باطل ‏آشكار گردد. اسقف با عبد المسيح و عاقب در خصوص مباهله مشورت كرد و بالاخره تا فردا مهلت طلبيدند بردگان هنگامى كه به محل خود برگشتند گفتند فردا كه خواستيم با محمد مباهله كنيم متوجه باشيد هر گاه او با زن و فرزندش براى مباهله آمد مباهله نكنيد و اگر با ياران و اصحابش حضور يافت به مباهله بپردازيد و بدانيد كه برحق نيست فردا پيغمبر (ص) دست على (ع) را گرفته و پيشاپيش او حسنين و در عقب سر او فاطمه زهرا (س) حركت مى‏ كرد با اين حال به مباهله آمد و نصارى هم با ابو حارثه كه مقدم ديگران بود براى مباهله حضور يافتند اسقف كه محمد را با خاندان وى ديد پرسيد اين عده كه با او هستند كيانند و با وى چه نسبتى دارند گفتند آن مرد پسر عمش على بن ابى طالب داماد و پدر دو فرزندش مى‏باشد و از همه محبوبتر در نزد اوست و اين دو طفل دو فرزند دخترش و پدرشان على است و آن دو نيز محبوب ترين افراد نزد وي هستند و اين زن دخترش فاطمه (س)كه از همه عزيزتر و نزديك تر به هستند .

    اسقف پس از معرفى يك يك آنها به طرف عاقب و سيد و عبد المسيح متوجه شده و گفت ‏بينيد محمد (ص) فرزند و نزديكانش را كه مخصوصان وي هستند همراه خود براى مباهله آورده و اطمينان به حقانيت خود دارد سوگند به خدا هر گاه مي دانست حقيقتى ندارد اين عده از نزديكانش را به مباهله حاضر نمى‏كرد كه نابود شوند اكنون از مباهله با او خوددارى كنيد سوگند به خدا اگر موقعيت قيصر و توجه او به من نبود به دست او اسلام مى ‏آوردم صلاح در اين است و به طورى كه ممكن است با وى مصالحه كرده و اتفاق نمائيد و به شهرهاى خود برگرديد و به آسودگى زيست كنيد ياران وى گفتند ما از خود رأيى نداريم و از خواسته تو پيروى مى‏ كنيم.

     اسقف پس از اين به طرف رسول خدا ص متوجه شده عرضه داشت اى ابو القاسم ما با تو مباهله نمي كنيم و به مصالحه مى گذرانيم اكنون شما هم به طورى كه از عهده ما برآيد مصالحه كن.

    رسول خدا (ص) براى مصالحه آماده شده و مقرر داشت به عنوان مصالحه دو هزار حله از حلهاى اواقى كه بهاء هر يك چهل درهم بدون كم و زياد باشد بپردازند و ضمنا مصالحه خط را به اين طريق مرقوم داشت.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ اين مصالحه خطى است كه محمد رسول خدا (ص) درباره ي هر سفيد و زرد (درهم و دينار) و بهره‏هاى زرعى و بندگان با نصرانيان نجران و اطراف آن نوشته و مقرر داشته كه از آنان در برابر صلحى كه برقرار شده به غير از دو هزار حله از حله هاى اواقى كه بهاء هر حله چهل درهم باشد بيشتر نگيرند و زياد و نقيصه آن را به حساب چهل درهم بياورند به اين طريق هزار حله آن را در ماه صفر و هزار حله ديگر را در ماه رجب بپردازند و نيز معلوم شده چهل دينار براى منزلگاه رسولش معين كنند و هر حادثه‏اى كه در يمن اتفاق افتد سى زره و سى اسب و سى شتر عاريه مضمونه بدهند و بدين وسيله جوار خدا و ذمه محمد(ص) را در نظر بگيرند و اضافه كرد از اين پس هر كدام از ذميها رباخوارى نمايند در ذمه من نخواهند بود.

   اين صلح نامه با قرارداد مزبور به پايان رسيده امضاء شد و نصرانيان آن را گرفتند و برگشتند.

 

نتيجه‏

     در اين قصه هر گاه دقيق شويم به فضيلت امير المؤمنين (ع) خواهيم رسيد و ضمنا به يكى از معجزات‏پيغمبر اكرم (ص) هم پى خواهيم برد و نبوت آن جناب به مرحله ثبوت مي رسد چنان چه نصرانيان هم به مقام نبوت او اعتراف كردند و خود رسول خدا (ص) هم مي دانست كه آنان براى مباهله حاضر نمي شوند و آنها نيز باخبر بودند هر گاه دست به مباهله زنند به عذاب مبتلا مي شوند و رسول خدا (ص) اطمينان داشت برآنها پيروز خواهد شد و حجت بر آنان تمام مى‏شود و منكوب مى‏گردند.

      خداى متعال در آيه مباهله على (ع) را نفس رسول خدا (ص) معرفى كرده و معلوم مى‏ شود وى بايد نهايت فضل و كمال را دارا بوده و در عصمت و برترى همتاى پيغمبر باشد و ديگر آن كه ذات اقدس الهى همسر على و دو فرزندش را با آنكه خردسال بودند حجت پيغمبر و برهان دين قرار داده و تصريح كرده كه حسن، و حسين(ع) دو فرزند او و فاطمه(س) همان زنى بوده كه قرآن بدان متوجه و در هنگام مباهله مخاطب آيه مزبوره است و چنان چه مي دانيم اين موضوع، فضيلتى است كه هيچ يك از امت با وى شريك و نزديك نبوده و مناسبتى نداشته و يكى از مناقبى است كه پيش از اين به بيشتر آنها اشاره نموديم.

ارشاد-ترجمه ساعدى خراسانى    فصل - 48 مباهله با نصارى ..... ص : 151

 

پایگاه مقاومت بسیج شهید فرهمند بیرم

           مسجد جامع