طرح صالحين(موضوع اصلي:دروغ،موضوع فرعي:مباهله با نصاري)



در ابتدا با سوره اي از قرآن كريم جلسه شروع شد بعد از قرائت قرآن وصيتي از شهدا گفته شدودر پايان،موضوع اصلي جلسه(دروغ)مطرح كرديم.يكي از دوستان حديثي از پيامبر فرمودند كه:خداوند،دروغي را كه باعث صلح و آشتي شود دوست دارد و از راستي كه باعث فتنه شود بيزار است(من لا يحضره الفقيه،ج٤،ص ٣٥٣،ح ٥٧٦٢)
براي اينكه ذهن بچه ها با موضوع بيشتر آشنا شودبا سوالي آغاز كرديم كه چرا در اسلام با وجود اينكه دروغ را جايز ندانسته اند مسلمين به دروغ گويي عادت دارند؟اينجا شد كه بچه ها نظر هاي خود را مطرح كردندودر آخر به اين نتيجه رسيديم كه اگربدي دروغ بزرگتر و بيشتر باشد نبايد دروغ گفت و اگر مفسده بزرگتر در عمل مقابل دروغ بود ارتكاب دروغ اشكالي ندارد،براي روشن ساختن اين نتيجه يك مثال روشن آورديم كه فرض كنيد:فردي با اسلحه ديگري را تعقيب ميكند و آن فرد بي گناه و مظلوم فراري را در داخل اتاقي جا مي دهيم و آن فرد سلاح بدست به ما ميگويد:كه فلاني را نديده اي؟ونمي داني در كجا است؟اگرراست بگوييم آن فرد بي گناه كشته ميشود و گناه كشته شدن يك فرد بي گناه بيشتر از يك دروغ ساده است،دراينجا دروغ گفتن واجب مي شود.
بعد از نقل داستان موضوع فرعي (مباهله با نصاري)را با چند سوال آغاز كرديم كه مباهله چيست؟و به چه اتفاقي مباهله مي گويند؟ اين كلمه براي بچه ها نا آشنا بود با معنا كردن آن را روشن ساختيم كه گفتيم واژه ي مباهله از بهل به معناي‹‹لعنت كرد››است.مباهله يعني اگر دو گروه كه ادعا ي ديني دارند خود را محق و طرف مقابل را باطل بدانند وبا بحث و استدلال به جايي نرسند هر يك از دوگروه عزيزان خود را فرا مي خوانند ودست به دعا بر مي دارندو خداي خود را مي خواند و هر يك ديگري را نفرين ميكندو...
واقعه ي مباهله ي رسول خدا(ص) با مسيحيان نجران، پس از نبرد تبوك بود.كه در روز موعود پيامبر همراه با عزيزان خود(حضرت علي (ع)،حضرت فاطمه(س)،حضرت امام حسن (ع)،امام حسين(ع) ).به ميعادگاه رفتند تا مباهله كنند.كشيش مسيحي از قبل گفته بود كه اگر محمد با ياران خودآمد با او مباهله كنيد و اگر با عزيزان خود آمده بود حرف او حق است واز مباهله كردن سر باز زنيدو هنگامي كه مسيحيان پيامبر را با عزيزان خود ديد از مباهله كردن منصرف شدند و مصالحه كردند.با بيان اين داستان جلسه با ختم صلوات به پايان رسيد.
شهید غلامحسین فرهمند